|
دختر و پسر ایرونی دختر عاشق و پسر عاشق ایرونی همیشه عاشق باش |
عاشقونه ترین سلام من به شما عزیزان
عشق دختر ایرونی پاکترین عشق زمینه.پس به عشق دختر ایرونی پشت پا نزن.
من یه عاشقم مگه عاشقی گناهه .
من هنوزم پی اینم که با اون دستات اشکامو پاک کنی.
تو ساکتی اما من هنوزم در پی اینم که آینده رو بسازم ، گرچه این جسم
ضعیفه
تو ساکتی اما من هنوزم در پی اینم که کلبه ای از حضور تو بسازم
اما عزیزترینم تو تسلیم شدی که آینده ای بدون حضور من و در
عمق سکوت
اما
اما به یاد من بسازی(افسوس)

كد لينك به ما :
ساعت و تاريخ
موضوعات
عکس دختر ایرونی
نقاشی و کاریکاتور
سینما خارجی
عکس دختر خارجی
ورزشی
موسیقی خارجی
شعر و مطالب زیبا
سینمای ایران
موسیقی ایرانی
فیلتر شکن
عکسای زیبا،عکسای جالب
ارسال دوستان
داستان های واقعی
دخترا و پسرا
عکسهای خنده دار
جکای باحال
داستان
هفته سوم خرداد 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته سوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته دوم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته اوّل بهمن 1384
هفته دوم دی 1384
هفته اوّل دی 1384
هفته چهارم آذر 1384
هفته سوم آذر 1384
هفته دوم آذر 1384
آمار بازدید : نفر
افراد آنلاين : نفر
شرط بندی یک برنامه نویس و یک مهندس ( داستان )
یک برنامه نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند. برنامه نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟ مهندس که میخواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید. برنامه نویس دوباره گفت: بازى سرگرم کنندهاى است. من از شما یک سوال میپرسم و اگر شما جوابش را نمیدانستید ۵ دلار به من بدهید. بعد شما از من یک سوال میکنید و اگر من جوابش را نمیدانستم من ۵ دلار به شما میدهم. مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. این بار، برنامهنویس پیشنهاد دیگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما میدهم. این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامه نویس بازى کند. برنامه نویس نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اینکه کلمهاى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامهنویس داد. حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا میرود ۳ پا دارد و وقتى پائین میآید ۴ پا؟» برنامهنویس نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد. باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد. سپس براى تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت و با یکى دو نفر هم گپ (chat) زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند. بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و ٥٠ دلار به او داد. مهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد. برنامهنویس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» مهندس دوباره بدون اینکه کلمهاى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامهنویس داد و رویش را برگرداند و خوابید.
نوشته شده توسط یکی مثل همه در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388
لينك مطلب
هالیوود ( نقاشی و کاریکاتور )
عکس های خنده دار کمدی ( عکسهای خنده دار )
شیطان ( عکسای زیبا،عکسای جالب )
.jpg)

عکسهای وحشت ناک ترسناک اعمال جراحی بد روی بدن خطرناک چندش اور عکس های وحشتناک انسان ها
.jpg)
.jpg)
نوشته شده توسط یکی مثل همه در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388
موضوع انشا: خارجی ها ( داستان )
پدرم همیشه میگوید "این خارجیها که الکی خارجی نشدهاند، خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشان دادهاند" البته من هم میخواهم درسم رابخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم و بعد به خارج بروم. ایران با خارج خیلی فرغ دارد. خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزها راجب به خارج میدانم.
تازه دایی دختر عمهی پسر همسایهمان در آمریکا زندگی میکند. برای همین هم پسر همسایهمان آمریکا را مثل کف دستش میشناسد. او میگوید "در خارج آدمهای قوی کشور را اداره میکنند"
مثلن همین "آرنولد" که رعیس کالیفرنیا شده است. ما خودمان در یک فیلم دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد... البته آن قسمتهای بیتربیتی فیلم را ندیدیم اما دیدیم که چقدر زورش زیاد است، بازو دارد این هوا. اما در ایران هر آدم لاغر مردنی را می گذارند مدیر بشود. خارجیها خیلی پر زور هستند و همهشان بادی میل دینگ کار میکنند. همین برجهایی که دارند نشان میدهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و آجر را تا کجا پرت کردهاند.
ما اصلن ماهواره نداریم. اگر هم داشته باشیم؛ فقط برنامههای علمی آن را نگاه میکنیم. تازه من کانالهای ناجورش را قلف کردهام تا والدینم خدای نکرده از راه به در نشوند. این آمریکاییها بر خلاف ما آدمهای خیلی مهربانی هستند و دائم همدیگر را بقل میکنند و بوس میکنند. اما در فیلمهای ایرانی حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم مینشینند. همین کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود.
در اینجا اصلن استعداد ما کفش نمیشود و نخبههای علمی کشور مجبور میشوند فرار مغزها کنند. اما در خارج کفش میشوند. مثلاً این "بیل گیتس" با اینکه اسم کوچکش نشان میدهد که از یک خانوادهی کارگری بوده، اما تا میفهمند که نخبه است به او خیلی بودجه میدهند و او هم برق را اختراع میکند. پسر همسایهمان میگوید اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شاید ما الان مجبور بودیم شبها توی تاریکی تلویزیون تماشا کنیم.
از نظر فرهنگی ما ایرانیها خیلی بیجمبه هستیم. ما خیلی تمبل و تنپرور هستیم و حتی هفتهای یک روز را هم کلاً تعطیل کردهایم. شاید شما ندانید اما من خودم دیشب از پسر همسایهمان شنیدم که در خارج جمعهها تعطیل نیست. وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرفهای پسر همسایهمان از بی بی سی هم مهمتر است.
ما ایرانیها ضاتن آی کیون پایینی داریم. مثلن پدرم همیشه به من میگوید "تو به خر گفتهای زکی". ولی خارجیها تیز هوشان هستند. پسر همسایهمان میگفت در آمریکا همه بلدند انگلیسی صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند. ولی اینجا متعسفانه مردم کلی کلاس زبان میروند و آخرش هم بلد نیستند یک جملهی ساده مثل I lav u بنویسند. واقعن جای تعسف دارد.
این بود انشای من
نوشته شده توسط یکی مثل همه در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388
اندر احوالات آدم و حوا ( جکای باحال )
|
یه انگلیسی، یه فرانسوی و یه ایرانی داشتن به زندگی آدم و حوا توی بهشت نیگا میکردن. انگلیسیه میگه: چه سکوتی، چه احترامی!! من مطمئنم که اینا انگلیسیند! فرانسویه میگه: اینا هم لختن، هم زیبا و هم در حال عشقبازی!!حتماً فرانسویند! ایرانیه میگه: نه لباسی، نه خونه ای! فقط یک سیب برای خوردن! تازه، فکرمیکنن توی بهشتن!!! صد در صد ایرانیند |
نوشته شده توسط یکی مثل همه در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
تمسخر ( داستان های واقعی )
به خاطر بیماری روز به روز چاق تر میشد . تمسخر همکلاسی هایش در مدرسه وحشتناک شده بود . پای تخته که می رفت ، باران متلک آغاز میشد . تخته را که پاک می کرد ، بچه ها ریسه می رفتند و او با صورت گوشتالو و مهربانش فقط لبخند می زد.
آن روز معلم با تأنی وارد کلاس شد . کلاس شلوغ بود. یکی گفت : خانم اجازه ! نیکی چاقالو بازم دیر کرده . شلیک خنده بچه ها کلاس را به هم ریخت .
معلم برگشت . چشمانش پر از اشک بود . آرام و بی صدا آگهی ترحیم را بر سینه سرد
دیوار چسباند . لحظاتی بعد صدای گریه دسته جمعی بچه ها در فضای مدرسه پیچید .
نوشته شده توسط یکی مثل همه در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
عكسهاي زيبا ( عکسای زیبا،عکسای جالب )
عجیب ترین تصادفات تاریخ ( عکسای زیبا،عکسای جالب )
نمایشگاهی در مدرسه پسرانه! ( داستان های واقعی )
۲روز بود که با خانومهای مشاوره میرفتیم توی یکی از مدارس پسرونه ی توپخونه تا یه نمایشگاه برپا کنیم شبیه اونی که برای دختر ها زده بودیم البته با حذف تعدادی از پوستر های دخترونه که اصولا هیچ ربطی به پسر ها نداشت .
رفتیم و اومدیم و پوستر آوردیم و طناب خریدیم و زدیم به در و دیفال و خلاصه یه نمایشگاه جالبی از آب در اومد که همینطور خودمون داشتیم کیفشو میکردیم . مخصوصا با سلیقه ای که خانوم مشاوره در انتخاب و جایگذاری پوستر ها به خرج داده بود و ویترینی که از انواع مواد مخدر تهیه کرده بودیم مثل کراک و اینا .
بالاخره روز افتتاحیه ! فرارسید . همه رو ریختم تو ماشین و یکی از سروان های اداره رو هم بردم اونجا تا پای کار باشه و مثلا نطقی بکنه . زنگ دانش آموز ها رو زدن و همه رو آوردن توی سالن ،همه هم در مقطع راهنمایی بودن ، مام به صف وایستادیم دم درب و جناب سروان نطق غرایی در رابطه با اینکه مواد مخدر بده و دختر ها اصولا جیز هستند و برق دارن و اگر دستشون بزنین میمیرین و میرین قعر جهنم و اگر مواد دیدین فرار کنین و معتادها جز انگل اجتماع چیز خاص دیگه ای نیستن و آدم های پلشتی ان و بچه ها مواظب باشید ! و اله و بله .
خب . تا اینجای کار که خوب پیش رفته . همه چیز مرتب و بچه ها معقول و موجه و با ادب ، حالا هم وقت اون شده که راه بیوفتن نمایشگاه رو ببینن . منم پشت سرشون مثل این داروغه ها راه میرفتم تا اگر سوالی دلشتن خدای ناکرده بپرسن . بچه ها رسیدن به تابلویی که چند تا پسر داشتن دختری رو به زور میبردن توی خونه و
پیام اخلاقیش این بود که نکنین اینکارارو خوبیت نداره ! حالا یکیشون در اومده میگه : بابا این کارارو که نداره . طرف اگه خودش راضی باشه دو کلمه که باهاش حرف زدی میاد تو ! خاک توی سر اینا که بلد نیستن چطور دختر رو راضی کنن ! من : اِِ ! ![]()
رفتن کنار پوستری که چند تا پسر دارن شیشه میکشن : خاک تو سر رو ببین چطوری پایپ رو نگه داشته ! خب اینطوری که همه دودش میره هوا ! من : مـــا ! ![]()
پوستری که چند تا جوون رو در حال خوردن اکس نشون میداد : ایول این داره میتسوبیشی میخوره ، بنز هاشم بد نیست ! اون گچی هاش که افتضاحه .. من : مـــو !
رسیدن به غرفه مواد مخدر : اًی اینارو ببین ، کراک هاش ناخالصی داره ، ببین تورو خدا چی میدن به ملت ، مردمم خرن ها ، خب یکی بهشون بگه بلد نیستین نخرین ، بیاین ببرمتون پیش اصغر ( پسوندش رو یادم نیست !) جنس ناب بده حال کنین ! من : او !
همینطور که نگاشون میکردم و چهارشاخ مونده بودم ، به این نتیجه رسیدم که زدن این نمایشگاه هیـــــــــــــچ تاثیری اینجا نداره ، و ما بیخود خودمونو مسخره کردیم که اومدیم نمایشگاه برای اینا زدیم ... یادم افتاد به اونهمه خر حمالی ای که کرده بودم، اعصابم خورد شد رفتم تو ماشین نشستم ، تا خانومها بیان گورمونو گم کنیم بریم از این مدرسه !
http://ebhamlink3.blogfa.com/post-215.aspx
نوشته شده توسط یکی مثل همه در دوشنبه پنجم اسفند 1387
جشن شکوفه ها در ژاپن ( عکسای زیبا،عکسای جالب )
جملات عاشقانه از دکتر علی شریعتی ( شعر و مطالب زیبا )
وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها مي كند پرهايش سفيد مي ماند، ولي قلبش سياه ميشود. دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است ( دكتر علي شريعتي)
Vaghti kabootari shoroo be moasherat ba kalaghha mikonad parhayash sefid mimanad vali ghalbash siyah mishavad. Doost dashtane kasi ke layeghe doost dashtan nist esrafe mohabat ast
***************************
دل هاي بزرگ و احساس هاي بلند، عشق هاي زيبا و پرشكوه مي آفرينند ( دكتر علي شريعتي )
Delhaye bozorg va ehsashaye boland , eshgh haye ziba va porshokooh miafarinand
***************************
اما چه رنجي است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن و چه بدبختي آزاردهنده اي است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از كوير است ( دكتر علي شريعتي )
Ama che ranjist lezatha ra tanha bordan va che zesht ast zibayiha ra tanha didan va che badbakhti azar dahande e ast tanha khoshbakht boodan! dar behesht tanha boodan sakhtar az kavir ast
***************************
اكنون تو با مرگ رفته اي و من اينجا تنها به اين اميد دم ميزنم كه با هر نفس گامي به تو نزديك تر ميشوم . اين زندگي من است (دكتر علي شريعتي)
Aknoon to ba marg rafte e va man inja tanha be in omid dam mizanam ke ba har nafas gami be to nazdiktar mishavam.in zendegi man ast
***************************
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم (دكتر علي شريعتي)
Vaghti khastam zendegi konam,raham ra bastand.vaghti khastam setayesh konam,goftand khorafat ast. vaghti khastam ashegh shavam goftand doroogh ast. vaghti khastam geristan,goftand doroogh ast. vaghti khastam khandidan , goftand divane ast. donya ra negeh darid mikhaham piyade shavam.
***************************
اگر قادر نيستي خود را بالا ببري همانند سيب باش تا با افتادنت انديشهاي را بالا ببري (دكتر علي شريعتي)
agar ghader nisti khod ra bala bebari hamanande sib bash ta ba oftadanat andishe e ra bala bebari
***************************
به سه چيز تکيه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور مي تازد،با دروغ مي بازد و با عشق مي ميرد (دكتر علي شريعتي)
Be ۳ chiz tekye nakon , ghoroor , doroogh va eshgh. adam ba gharoor mitazad , ba doroogh mibazad va ba eshgh mimirad
نوشته شده توسط یکی مثل همه در جمعه سی و یکم خرداد 1387
انتظار مسافران در فرودگاه بین المللی امام ( عکسای زیبا،عکسای جالب )
فهرست 70 زوج هنری ایران ( سینمای ایران )
پژمان بازغی (بازیگر) ---- مستانه مهاجر (تدوینگر)
رخشان بنیاعتماد (کارگردان) ---- جهانگیر کوثری (تهیهکننده، مجری)
کمند امیرسلیمانی (بازیگر) ---- ورقا عامری (عکاس)
تهمینه میلانی (کارگردان) ---- محمد نیکبین (تهیهکننده)
لادن طباطبایی (بازیگر) ---- سعید تهرانی (بازیگر، تهیهکننده)
مهناز افضلی (بازیگر) ---- حسن پورشیرازی (بازیگر)
حمید سمندریان (کارگردان) ---- هما روستا (بازیگر)
بهزاد فراهانی (بازیگر)---- فهمیه رحیمنیا (نویسنده)
افسر اسدی (بازیگر) ---- اصغر همت (بازیگر)
محمد رحمانیان (کارگردان) ---- مهتاب نصیرپور (بازیگر)
امین تارخ (بازیگر) ---- منصوره شادمنش (نویسنده)
مینا جعفرزاده (بازیگر)---- بهمن زرینپور (کارگردان)
جمشید آهنگرانی (نویسنده)---- منیژه حکمت (کارگردان)
حسن جوهرچی (بازیگر) ---- مهناز بیات (منشی صحنه)
لادن مستوفی (بازیگر ) ---- شهرام اسدی (کارگردان)
الهام چرخنده (بازیگر) ---- فرشید نوابی (بازیگر)
شاهرخ فروتنیان (بازیگر) ---- افسانه چهرهآزاد (بازیگر)
آتیلا پسیانی (بازیگر) ---- فاطمه نقوی (بازیگر)
کامبوزیا پرتویی (کارگردان) ---- فرشته صدرعرفانی (بازیگر)
مائده طهماسبی (بازیگر) ---- فرهاد آئیش (بازیگر)
داریوش مهرجویی(کارگردان) ---- وحیده محمدیفر (فیلمنامه نویس و منشی صحنه)
نادر مقدس (کارگردان) ---- افسانه منادی (کارگردان)
علیرضا امینی (کارگردان) ---- فرناز جمشیدی مقدم (منشی صحنه)
محمود پاک نیت (بازیگر) ---- مهوش صبرکن (بازیگر)
محمدرضا شریفینیا (بازیگر) ---- آزیتا حاجیان (بازیگر)
هومن حاجی عبدالهی (مجری، بازیگر) ---- سلیمه قطبی (بازیگر رادیو)
محسن قاضیمرادی (بازیگر) ---- مهوش وقاری (بازیگر)
داود رشیدی (بازیگر) ---- احترام برومند (مجری، بازیگر)
بهروز افخمی (کارگردان) ---- مرجان شیرمحمدی (بازیگر، نویسنده)
بهاره رهنما (بازیگر) ---- پیمان قاسمخانی (فیلمنامهنویس)
شهرام شکیبا (مجری، شاعر) ---- مهسا ملک مرزبان (مجری)
مهرداد شکرآبی (بازیگر) ---- عاطفه رضوی (بازیگر)
احمد حامد (تهیهکننده) ---- فاطمه معتمدآریا (بازیگر)
ابوالفضل جلیلی (بازیگر) ---- مریم اشرفی (عکاس)
کتایون ریاحی (بازیگر) ---- فرشید رحیمیان (مدیرتولید)
محمدرضا فروتن (بازیگر)---- سحر ابراهیمی (فیلمبردار پشت صحنه)
سارا خوئینیها (بازیگر ) – سابق – یوسف مرادیان (بازیگر)
محسن مخملباف (کارگردان) ---- مرضیه مشکینی (طراح صحنه، کارگردان)
شقایق دهقان (بازیگر) ---- محراب قاسمخانی (طراح صحنه، نویسنده)
فریال بهزاد (کارگردان)---- رضا آزادی (فیلمبردار)
علی دهکردی (بازیگر) –-- آفرین چیت ساز (طراح لباس)
محمد اصفهانی (خواننده) ---- لیدا جوادی (بازیگر)
رویا تیموریان (بازیگر) ---- مسعود رایگان (بازیگر)
اصغر فرهاد (کارگردان) ---- پریسا بختآور (کارگردان)
زیبا بروفه (بازیگر) ---- پیام صابری (گریمور)
لیلا حاتمی (بازیگر) ---- علی مصفا (بازیگر)
گلاب آدینه (بازیگر) ---- مهدی هاشمی (بازیگر)
داریوش فرهنگ (بازیگر) – سابق – سوسن تسلیمی (بازیگر)
سیما تیرانداز (بازیگر) ---- مجید جوزانی (تهیه کننده)
لیلی رشیدی (بازیگر) – سابق – نیما بانکی (بازیگر)
امین حیایی (بازیگر) ---- نیلوفر خوش خلق (بازیگر)
ابوالفضل پور عرب (بازیگر) – سابق – آناهیتا نعمتی (بازیگر)
حسین عرفانی (دوبلر) --- شهلا ناظریان (دوبلر)
کوروش تهامی (بازیگر) – سابق – شبنم طلوعی (بازیگر)
گوهر خیراندیش (بازیگر) ----- مرحوم جمشید اسماعیل خانی (بازیگر)
سحر ولدبیگی (بازیگر) ---- نیما فلاح (بازیگر)
فریبرز عربنیا (بازیگر) – سابق – عسل بدیعی (بازیگر)
افسانه بایگان (بازیگر) ---- مرتضی شایسته (تهیهکننده)
فرزانه کابلی (بازیگر) ---- هادی مرزبان (کارگردان)
امیر جعفری (بازیگر) ---- ریما رامینفر (فیلمنامه نویس)
خسرو شکیبایی (بازیگر) – سابق – تانیا جوهری (بازیگر)
رضا رشیدپور (مجری) ---- نغمه مهرپاک (مجری)
مهتاب کرامتی (بازیگر) – سابق – بابک ریاحیپور (گیتاریست)
حمیرا ریاضی (بازیگر) ---- علی اوسیوند (بازیگر)
گلشیفته فراهانی (بازیگر) ---- امین مهدوی (عکاس)
هدیه تهرانی (بازیگر) – سابق – هومن بهمنش (دستیار فیلمبردار)
یغما گلروئی (ترانهسرا) ---- آزاده خواجه نصیر (نقاش)
کاوه یغمایی (خواننده) ---- نیلوفر فرزند شاد (پیانیست)
مسعود کیمیایی (کارگردان) – سابق – فائقه آتشین (خواننده)
جمشید مشایخی (بازیگر) ---- گیتی رئوفی (آشنا به هنر موسیقی)
امید زندگانی (بازیگر) – سابق – مینا لاکانی (بازیگر)
بهرام بیضایی (کارگردان) ---- مژده شمسایی (بازیگر)
علیرضا کنگرلو (مجری) ---- راحله امینیان (مجری)
علیرضا عصار (خواننده) ---- نسترن پاکباز (عکاس)
بهروز بقائی (بازیگر) – سابق – پرستو گلستانی (بازیگر)
به نقل از گوگلین
نوشته شده توسط یکی مثل همه در یکشنبه سی ام دی 1386
مطالب پیشین
![]()
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by
iranj.blogfa.com
The Template Designed By Loghman Avand @
www.irlearn.com
